نیازمندی های صبح اصفهان

داستان جالب بهترین هدیه مادر بزرگم

بهترین هدیه مادر بزرگم مادر بزرگم این چند سال آخر عمرش را در خانه ما زندگی می کرد. مخصوصا که می دانست پدر و مادرم تا شب سر کارند و من تنها هستم. در حقیقت او بود که مرا بزرگ و به همین خاطر همه می دانستند که مادرجون مرا بیشتر از بقیه نوه هایش […]